تربیت فرزند + روش طلایی تربیتی برای والدین – گپچه

به طور کلی، با مطالعه کتاب امیل دید بازتری نسبت به موضوع تعلیم و تربیت پیدا کردم و با تعمیم مواردی که روسو در این کتاب به آنها اشاره کرده بود به سایر مطالبی که از تعلیم و تربیت میدانستم، به نظرم خواهم توانست در مسیر بهتر و درستتر گام بردارم، با این مشخصه که مطالبی که توسط روسو مطرح شده بود و صحیح بود را مورد استفاده قرار خواهم داد و موضوعاتی نیز که تا به امروز توسط نظریات و تحقیقات جدیدتر رد شده و یا صحت آنها ثابت نشده بود را به عنوان چراغ راهی در جهت عملکرد بهتر و صحیحتر در این مسیر مورد توجه قرار خواهم داد. وی به خانوادههای سهلگیر اشاره و خاطرنشان کرد: این خانوادهها یا دخالتی در تربیت فرزند ندارند که در این صورت فرزند متناسب با شرایط اجتماعی رشد میکند و یا با اهمیت بیش از حد به نیازهای فرزند، تمامی خواستههای او را پاسخ میدهند پس فرزندانی که در این خانوادهها رشد میکنند، متوقع هستند یعنی انتظار دارند شرایط اجتماعی مانند شرایط خانوادگی، همه نیازهای آنان را پاسخ دهد و اگر خلاف این باشد از نظر اجتماعی آسیب میبینند و دید منفی نسبت به جامعه در آنها ایجاد میشود.

تقسیم دورههای زندگی به قسمتهای مختلف توسط روسو بیشتر از هرچیز خواننده را یاد نظریهی رشد شناختی ژان پیاژه میاندازد که سن انسان را به دورههای مختلفی تقسیم کرده بود و مطالبی را متناسب با ویژگیهای هر دوره گفته بود، روسو نیز با نوشتن این پنج کتاب و یا پنج فصل زندگی یک انسان را از تولد تا سن ۲۵ سالگی به تصویر میکشد. هر آموزگار هم باید یک کودک را تعلیم دهد و تربیت کند. آنچه باید به کودکان آموخت یک علم بیشتر نیست و آن علم به وظایف انسان است. به نظر نویسنده، «تعلیم و تربیت مثبت» بدانجهت گرایش دارد که قوای عاقله را به گونهای پیشرس شکل دهد و وظایف خرد رسیده و بالغ را به کودک بیاموزد. «تعلیم و تربیت» طبیعی، در نظر روسو آن نیست که براساس قواعد جامعه و سنن مدارس نهاده شده باشد، بلکه آن است که بر شناخت طبیعت واقعی انسان مبتنی باشد؛ از اینرو مطالعه دقیق و متقنِ طبیعت کودک ضرورت مییابد. این ملاحظات راهبر است به مفهوم «تعلیم و تربیت منفی یا تخدیری» (که در آن، نقش معلم بهویژه حراست کودک است) و همچنین رهنمون است به جدال و مناظره به مخالفت با «تعلیم و تربیت مثبت یا تحکمی» سده هجدهم.

و نیز در خطاب به پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرماید: پیوسته تذکّر و اندرز ده، زیرا تذکّر، مؤمنان را سود میبخشد. در تاریخ آمده است: «ام الفضل» همسر عباس بن عبدالمطلب، به خواهش پیامبر اسلام، پرستاری امام حسین(ع) را پذیرفت تا کمکیار حضرت زهرا(س) باشند. یک عقلانیتهای جدیدی در نظام تربیتی ما دارد شکل میگیرد. لطفا اگر این کتاب را خواندهاید حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید. این در حالی است که موفقیت و رسیدن به اهداف و آرزو ها بدون تلاش و سخت کوشی امکان پذیر نیست. بخش صحیح و درست تمام موضوعات را در طبیعت میداند و برای زندگی ماشینی و شهری ارزش و اعتبار چندانی قائل نیست و به این نکته نیز اشاره دارد که زندگی در دهات و مناطق طبیعی و روستایی به مراتب میتواند انسانی شایستهتر از کودکانی که در شهر پرورش مییابند به بار بیاورد، در حالی که برای رشد و یادگیری بسیاری از موارد لازم است تا با زندگی پر تلاطم در شهر هم روبهرو شویم ولی روسو معتقد است از آنجایی که انسان پاک آفریده میشود، آموزش و پرورش باید او را از خطا و اشتباه و در نهایت فساد محفوظ دارد و این مهم در طبیعت بیشتر و بهتر رقم میخورد.

ملاقات طفل با پدر و مادر تا حدی مهم است که حتی فساد اخلاقی آنها هم مانع از ملاقات نمیشود. در طول سال های متمادی پدران نقش های متفاوتی را در تربیت فرزندان از خود نشان داده اند و گاه موفق و گاه ناموفق بوده اند ، پدرها جای مادران را نمی گیرند بلکه در کنار مادران نقش خود را به عنوان پدر باید انجام بدهند ؛ پدران می توانند نقش قابل ملاحظه ای در عواطف ، هیجانات و جامعه پذیری فرزندان خود داشته باشند . فرزندان برای اینکه دنیای پیرامون خود را به بهترین شکل درک کنند، خودشان را از پنجرهی دید پدر و مادر میبینند یعنی رفتار و کارهای شماست که مستقیما بر روی کودکتان اثر میگذارد و عزت نفس و اعتماد به نفس او را تقویت یا کاهش میدهد ، مانند ؛ لحن صدا ، زبان و احساساتتان. در این حالت حواسمان باشد که تفاوتگذاریباید پنهانی و پوشیده از چشم دیگر فرزندان باشد و اگر ناچار هستیم در جلوی چشم بقیه این کار را بکنیم، به ویژه در سنین بالاتر، باید برای آن توجیه منطقی داشته باشیم تا بچهها بفهمند که این تفاوتگذاری تبعیض نیست. در قوانینی که برای خانه خود در نظر گرفته اند ثبات داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید