انرژی درمانی ؟

اگر در هنگام خورشیدنگری با تلقین به خود، درمان کامل خویش را تصور کنیم، درمان حتی در زمان کوتاهتری حدود ۳ تا ۴ ماه نیز حاصل میشود. در طی سالهایی که انرژی درمانی توسط افراد معتقد به این روش انجام میشود، سوابق بهبودی زیادی به چشم میخورد. این افراد کتابهای مکتب ریکی را مطالعه میکنند و در آخر چیزهایی را التقاط کرده، میگویند که به جای استفاده از انرژی، از کالبدهای ذهنی افراد سابق یا از موجودات ماورائی و موجودات غیر ارگانیک استفاده میکنند! چشمها تمام طیف رنگهای طیف نور خورشید را دریافت میکنند و مغز آنها را براساس نیاز بین اعضاء بدن توزیع میکند. تمام غدد عملکردهای بسیاری دارند که با انرژی خورشید در کمال مطلوب عمل میکنند. غده صنوبری یا چشم سوم دارای عملکردهای مشخص روحی روانی و هدایتی میباشد یعنی شما میتوانید مانند یک پرنده پرواز کنید و مهارتهای ذهنی و روانی همچون تلهپاتی، برونفکنی بینائی (مشاهده از راه دور) و حضور همزمان بدن در مکانهای مختلف را گسترش دهید. همانند کالبد فیزیکی که از اعضای حیاتی و کم اهمیت تر تشکیل شده است، کالبد انرژی نیز دارای چاکراهای اصلی و فرعی و چاکراهای بسیار کوچک است. هر ماده ای که وارد بدن می شود و تأثیری بر سیستم عصبی مرکزی می گذارد، پس از کم شدن تدریجی اثر دارو، نتیجه ی عکس را به دنبال خواهد داشت.

در ابتدا روان درمانی فقط به صورت انفرادی انجام می شد اما از سال 1920 کم کم شیوه های مختلف گروه درمانی به وجود آمد. بنابراین، شیعیان معتقدند که خداوند امامانی را از جانب خود تعیین و مشخص نمودهاست و تنها آنان شایستگی تشکیل حکومت و قرار گرفتن در رأس آن را دارند و اطاعت از هر حاکمی غیر از آنها، شرک تلقی شده و موجب جاودانگی در آتش خواهد شد. در مدت ششماه شما شروع به دریافت غذا بهشکل اصلی آن یعنی نور خورشید میکنید. آرام باشید و پیادهروی چهل و پنج دقیقهای روزانه را به مدت یکسال ادامه دهید. در صورتی که برای انجام مسئولیت های خود راهکار مناسبی نداشته باشید این امر منجر به خستگی و افسردگی دائمی در زندگی روزمره تان خواهد شد. ترس از مرگ از بین میرود و وضعیت ذهن بهگونهای خواهد شد که به مرگ خوشآمد خواهید گفت. مشابه این روش بطریهای شیشهای آب آشامیدنی با رنگهای گوناگون هستند که برای مدت هشت ساعت زیر نورخورشید نگاه داشته میشوند سپس آب درون آنها براثر نور خورشید ارزش داروئی پیدا میکند و منجر به درمان بیماریهای مختلف میگردد.

این روند رها شدن از تمام بیماریهای بدنی در مدت ششماه میباشد. در نتیجه احساس رفاه و آسایش کلی ارتقا می یابد. ولی اگر میخواهید سیستم ایمنی بدن قوی شود و قدرت حافظه و هوش شما افزایش یابد به پیادهروی با پای برهنه ادامه دهید. به همین دلیل دنبال راهی بودم که جراحی نکنم. شاید هیچ کس بیشتر از والدین کودکان مبتلا به اوتیسم، طعمهی خوبی برای کلاهبرداری نباشد؛ چون اوتیسم اختلالی است که هیچ علت یا درمان مشخصی ندارد. اگر شما آنقدر خوششانس باشید که بتوانید مغز خود را بهطور کامل و بهینه فعال سازید بهطور حتم به روشنشدگی (درون بیداری، خودشناسی) دست خواهید یافت. و گاهاً گزارشهايي شده است كه درمانگري توانسته است بيمار سرطاني را بهبود بخشد. پس از نه ماه یا هنگامیکه به مرز چهل و چهاردقیقه رسیدید باید از خورشیدنگری دست بردارید زیرا دانش خورشیدی برای محافظت از چشم، خورشیدنگری بیشتر را ممنوع کرده است. مک کان که پیش از این یک استایلیست مد بود (قدردانی او از چیز های زیبا بلافاصله وقتی او را در حال کار با کریستال می بینید آشکار می شود)، برای تحقیق در مورد سنت های کریستال در فرهنگ ها و تاریخ، به دنیا سفر کرده است.

همچنین چهارانگشت دیگر پا نیز هر یک در ارتباط مستقیم با یکی از عدد دیگر: هیپوفیز، هیپوتالاموس، تالاموس و بادامه میباشند. انگشت شصتپا با این غده ارتباط مستقیم دارد. هر چقدر گرمای خورشید زیر پاهای شما بیشتر باشد، مغز بیشتر فعال میشود و این منجر به فعالیت بیشتر غده صنوبری میگردد. سپس درمان بیماریهای بدنی آغاز میگردد. وقتی شما با پاهی برهنه را میروید وزن بدن شما توسط انگشتان پا این ۵ غده را تحریک میکند و این فرآیند بهوسیله گرما یا انرژی زمین و نیروی هستیبخش خورشید که روی سر شما (چاکرای تاج) میبارد تقویت میگردد. و سپس در جلسات بعد آزمایشهایی بر روی شما انجام میشود. در پاسخ به این سوال شما را به خواندن ادامه این مقاله دعوت میکنم… همچنین باید بگیم که هاله های انرژی قابل هدایت به سمت خاصی هستن، مثلا شما بدون در نظر گرفتن مسافت ها می تونید به دوستی که در آلمان دارید فکر کنید، بی درنگ می بینید که پیامی از اون فرد به شما می رسه. در این مقاله شما می توانید با پزشکی جایگزین و چند شاخه پُر طرفدار آن آشنا شوید. سوجوک درمانی چه تفاوتی با طب سوزنی دارد؟ هیچکس احتیاج ندارد بیش از حد گرسنگی خود غذا بخورد.گرسنگی برای تأمین نیازهای بدن به انرژی که برای ادامه حیات ضروریست بهوجود میآید ولی غذا برای عملکرد بدن یک ضرورت محسوب نمیشود بلکه این انرژی است که ضرورت دارد.

دیدگاهتان را بنویسید